تولد مامانی
سلام قند عسل مامان
بازم یه غیبت طولانی و بازم شرمنده اون چشای نازتم
ماه مهر با اینکه یه ماه پر از خاطره و اتفاقای خوب بود اصلا واست ننوشتم.اما همه رو خوب به خاطر دارم
و همین روزا تو یه پست پر بار واست مینویسم.
و اما دلیل زرنگ شدن امروزم و نوشتن این پست
امروز یعنی ٦ آبان ماه تولدمه.تولد ٢٦ سالگیم

البته بخاطر خاله عاطی که باید میرفت رفسنجان ، دانشگاه، تولد را پنجشنبه گرفتیم و به قولی رفتیم پیشواز
مامان جونی ها و باباجونی ها و عمه ها و عمو رضا و زهرا کوچولو و خاله ها و دایی عارف اونشب مهمون ما بودن
و کلی خوش گذشت.تو هم که عاشق اینی که یکی
بیاد خونمون از صبحش خوشحال بودی و شب هم همش بازی کردی و بدو بدو کردی
بابا علی هم یه کیک خوشمل واسم گرفت. البته به دلیل اینکه عاشق شمع فوت کردنی شمعهای کیک را تو فوت کردی عسلم

کلی هم هدیه گرفتم
که اینجا دوباره از همه بخاطر لطفشون
تشکر میکنم. در ضمن شما خوشمل خانوم هم از دایی عارف و خاله عاطی یه کلاه شال خوشمل هدیه
گرفتی .دستشون درد نکنه و انشاالله خوشبخت شن


من عاشق تولد گرفتنمممممممممممممممممممم


تولد مامانی
